stat counter
  • امروز : شنبه, ۱۶ اسفند , ۱۳۹۹
  • برابر با : Saturday - 6 March - 2021

تیتر خبرها

کدام کشورها در کنترل کرونا موفق‌تر بوده‌اند؟ بارگیری ۱۳۰ زیستگاه مصنوعی آبزیان در بندر صیادی ماهشهر کشف ۸۹ کیلوگرم حشیش در فسا قطع آب در برخی مناطق شهر صدرا راه اندازی نخستین مرکز تحقیقات صرع خاورمیانه در شیراز؛ به زودی تصادف زنجیره‌ای در جاده جهرم – لار برگزاری وبینار بین المللی نمایه سازی نشریات در ISC عروسک‌های بستری در بخش مراقبت‌های ویژه پارک آبخیزداری دره گردوی اراک نمونه خوبی از سازه های گردشگری است افزایش تخت های بیمارستان گلستان کاهش ۱۹ درصدی تردد خودروها در محورهای خوزستان مرزهای خوزستان تا ۲۰ اسفند بسته‌اند / همه مسافران باید تست بدهند لزوم توجه به انرژی‌های نو برای بالا بردن توان اقتصادی کشور تحمیل میلیاردها تومان “تن‌ماهی” و “رب‌گوجه” به مردم در ازای خرید روغن هوای ۵ منطقه مشهد در شر ایط ناسالم برای تمام گروه‌‎ها قرار دارد استاندار خوزستان: مدیران و فرمانداران کم کار به دادسرا معرفی می شوند سپاه: هواپیماربایی در مسیر اهواز – مشهد خنثی‌ شد واکنش ایران به تهدید اسرائیل و انتقاد از عدم اقدام آژانس ۱۵ هزار و ۲۰۰ تست کرونا در خوزستان انجام شد پاسخ ظریف به وندی شرمن: برجام قابل مذاکره مجدد نیست آشویتس؛ کارخانه مرگ راه‌آهن ایران در خدمت متفقین دولت رضا خان؛ مطلقه یا مستبد؟! کشف فسیل درخت ۲۰میلیون ساله در یونان کاغذ اخبار؛ سرگذشت اولین روزنامه‌ی ایران حماقت در قاجار موروثی بود قدیمی‌ترین کفش چرمی جهان اپل و شگفتی‌های ۲۰۲۱ سیستم احراز هویت جدید مایکروسافت خشونت؛ عامل جذابیت در نمایش خانگی؟! همه چیز درباره فصل جدید خندوانه همه چیز درباره سریال نوروز رنگی بازگشت امیرمهدی ژوله به تلویزیون با سریال چوب خط نمایشگاه بین‌المللی مشهد حلقه اتصال صنعت نمایشگاهی ایران به مجلس شورای اسلامی آیین تجلیل از نفرات برتر مسابقات قرآنی خانه های نورانی ۱۰ هزار داوطلب خوزستانی در آزمون دکترا به رقابت پرداختند نماز جمعه این هفته کرمانشاه برگزار شد کاشت ۱۵۰۰ نهال به یاد ۱۵۰۰ قربانی کرونا آسمان خسیس و زمینی که چشمش به آسمان است ماجرای تخریب خانقاه در کرمانشاه حاشیه نشینی زیبنده پایتخت اقتصادی کشور نیست میدان بزرگ میوه و تره‌بار شهرداری بندرعباس رسما افتتاح شد بهره برداری از ۲۰ طرح دریایی بندری دربندرشهید رجایی ثبت ۷ اثر از هرمزگان در فهرست آثار ناملموس کشور بیماران کرونای انگلیسی در هرمزگان به ۱۸ نفر افزایش یافت هزار میلیارد تومان پروژه با حضور وزیر راه و شهرسازی در هرمزگان افتتاح شد انجام ۵۵ عملیات امداد و نجات هلال احمر استان هرمزگان در بهمن ماه هشدار به کشاورزان هرمزگانی برای هجوم ملخ صحرایی نشان ویژه و لوح برتر جشنواره ملی یکصد واحد مشتری مدار به مجتمع کشتی سازی و صنایع فراساحل ایران ( ایزوایکو )رسید ۵۰ کیلومتر از پروژه های بزرگراهی هرمزگان افتتاح شد

  • کد خبر : 245111
  • ۰۴ اسفند ۱۳۹۹ - ۹:۲۵
1

ترنسی که عروس فراری لقب گرفت

قلم | qalamna.ir :
گروه جامعه: من یک «ترنس» هستم که «عروس فراری» نام گرفتم اما قبل از این که جنسیت ام مرد باشد یا زن، انسانم! انسانی که هویت گم شده خویش را می جوید. کاش به جای تحقیر، تمسخر و قضاوت های‌ نابه جا کمی درکم کنید …این جملات بخشی از اظهارات جوان ۲۳ ساله ای است که با دلی پر درد اما قلبی مالامال از امیدواری و عشق به زندگی پا به دایره اجتماعی کلانتری شفای مشهد گذاشته است. او در شرح مشکلش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری ‌گفت : از همان دوران کودکی با دیگر همسن و سالانم متفاوت بودم.من دختر بودم اما روحیات مردانه و پسرانه داشتم و بیشتر اوقات که به مغازه اسباب بازی فروشی می رفتیم، من به جای عروسک‌های زیبا ، ماشین پلیس ، شمشیر و تفنگ‌ را انتخاب می کردم. خیلی وقت ها پدرم ماشین پلیس و تفنگ را از دستم می گرفت و می گفت:« دخترم ماشین پلیس اسباب بازی پسرهاست، تو دختر هستی، اسباب بازی دیگری را انتخاب کن. ببین این عروسک های موطلایی چقدرزیبا هستند.» پدرم به اجبار برایم عروسک‌ می خرید اما من چشمم به دنبال همان ماشین پلیس بود !

وقتی وارد مدرسه شدم، مشکلاتم بیشتر شد و نمی توانستم با همسن و سالانم ارتباط درستی برقرار کنم . دوستان زیادی نداشتم ،گاهی با دختران مدرسه درگیر می شدم و آن ها را کتک می زدم! اولیای مدرسه نیز والدینم را می خواستند و آن ها مرا شماتت می کردند.میان اقوام و همسایگان هم بیشتر با پسرها همبازی می شدم و ترجیح می دادم با پسرها دزدوپلیس بازی کنم ‌تا با دخترها خاله بازی! اما خیلی وقت ها مورد تمسخر اطرافیانم قرار می گرفتم. واقعا نمی دانستم که آن ها چرا مسخره ام می کنند چون من فقط می خواستم که خودم باشم و آن ها متاسفانه این مسئله را درک نمی کردند. به سن بلوغ که رسیدم ،مشکلاتم بیشتر شد.همه از من توقع داشتندکه دختری نوجوان باشم با همان روحیات و احساسات لطیف دخترانه که همه انتظارش را دارند اما من پسری نوجوان بودم که قلدرانه می خواست به همه اثبات کند دیگر برای خودش مردی شده است . گاهی اوقات لباس های برادر بزرگ ترم را می پوشیدم وبا تیپ پسرانه بیرون می رفتم. مادرم با دیدن این صحنه ها گریه می کرد و پدرم با من کلنجار می رفت و گاهی کتکم می زد.

آن ها تصور می کردند که من منحرف شده ام و باید ادبم کنند. من نیزچاره ای نداشتم جزاین که در لاک تنهایی های خود فرو بروم. آخر گناه من چه بود؟ چرا کسی من را درک نمی کرد؟ همه یا به من می خندیدند و مسخره ام می کردند یا ناسزا می گفتند و سرزنشم می کردند .پدرم برای این که تنبیهم کند، پول توجیبی ام را قطع می کرد اما من با تیپ پسرانه بیرون می رفتم و کارگری می کردم تا خرجم را درآورم. گاهی بنایی می کردم، گاهی کاشی کاری و… به سن جوانی که رسیدم ،تصمیم گرفتم برای حل مشکلم نزد روان شناس بروم و پس از مشورت با چندین روان شناس و روان پزشک آن ها تشخیص دادند که « ترنس» هستم .من انسانی هستم که با روحیات پسرانه و مردانه در کالبد یک زن زندانی شده است.‌ آن ها پیشنهاد دادند که عمل تغییر جنسیت را انجام بدهم اما وقتی این موضوع را با خانواده ام مطرح کردم، با مخالفت شدید آن ها مواجه شدم. آن ها تصور می کردند که من می خواهم آبرویشان را ببرم.

بنابراین پدرم تصمیم گرفت عروسم کند تا شایدمشکلم حل شود اما هرکسی که به خواستگاری ام می آمد، من به گونه ای رفتارمی کردم که از ازدواج با من پشیمان شود ،به طور مثال بدرفتاری می کردم، حرف بدی می زدم یا سینی چای را روی پای داماد می ریختم! آن ها هم می رفتند و پشت سرشان را نگاه نمی کردند تا این که یکی از خواستگارانم من را با همین رفتارهایم پسندید و قرار عقدوعروسی گذاشته شد.به چشم برهم زدنی من را به آرایشگاه بردند و لباس عروس بر تنم کردند. من نیز چاره ای نداشتم جز این که با لباس عروسی از پای سفره عقد بگریزم و بدین ترتیب عروس فراری نام گرفتم! اکنون نیز مدت هاست که اتاق کوچکی را اجاره کرده ام و با خودرویی که با پس انداز پول هایم خریده ام، مسافر کشی می کنم تا هزینه عمل جراحی تغییر جنسیت ام راتامین کنم.

مدت هاست که خانواده ام را ندیده ام و دلم برایشان خیلی تنگ شده است اما آن ها غیر از این چاره ای برایم‌ نگذاشتند. با این حال به آینده امیدوارم و آرزو دارم روزی من نیز دور از نگاه تمسخر آمیز دیگران ،یک زندگی آرام و معمولی داشته باشم .روزی که خانواده ام من را به عنوان پسرشان بپذیرند نه دخترشان! روزی که نیشخندها و ریشخندهای اطرافیانم تمام شود و من دور از پیش داوری ها بتوانم از این زندان انزوا و تنهایی که گرفتارش شده ام بیرون بیایم و…

هشتگ: , , , , , ,

دیدگاه کاربران

ملاحظات ارسال دیدگاه
  • نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد.
  •  نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
 

استفاده از اخبار با ذکر منبع وبگاه خبری قلم مجاز است.

2011 - 2020 ©
Qalam News Agency qalamna.ir . All rights reserved